پخش اخبار روزانه – ۱۸ مارس ۲۰۲۶
وزارت امور خارجهٔ آمریکا برای اطلاعات دربارهٔ محل حضور ۱۰ تن از رهبران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تا ۱۰ میلیون دلار پاداش و امکان انتقال به آمریکا را پیشنهاد میکند و از مردم میخواهد از راههای امن، اطلاعاتی را برای شناسایی چهرههای کلیدی این سازمان ارائه دهند (New York Post)
عربستان سعودی «ابتکار کریدورهای لجستیکی» را آغاز میکند تا بارهای خلیج را به بنادر دریای سرخ خود منتقل کند، زیرا اختلالهای ناشی از درگیری در تنگهٔ هرمز، شرکتهای حملونقل را واداشته است برای حفظ پایداری زنجیرهٔ تأمین مسیرهای جایگزین بجویند (Arab News)
دیوان کیفری بینالمللی در لاهه [هلند] پس از ارجاع این پرونده از سوی لیتوانی، تحقیق رسمی دربارهٔ ادعای جنایت علیه بشریت از سوی بلاروس را آغاز میکند و به شواهدی استناد میکند که نشان میدهد اخراجهای اجباری و دیگر بدرفتاریها علیه غیرنظامیان بلاروسی، تا حدی در خاک آن رخ داده است (The Kyiv Independent)
آمریکا حملهٔ بمباران گستردهای را به جزیرهٔ خارگ [ایران] انجام میدهد و رئیسجمهور آمریکا ترامپ اعلام میکند که نیروهای آمریکایی همهٔ اهداف نظامی شناساییشده را نابود کردهاند و هشدار میدهد اگر ایران همچنان عبور از تنگهٔ هرمز را محدود کند، زیرساخت نفتی این جزیره هم ممکن است هدف قرار گیرد (New York Post)
رئیسجمهور کوبا، میگل دیاز- کانل، تأیید میکند که کوبا با آمریکا در حال گفتوگو است و میگوید این گفتوگو با هدف رسیدگی به اختلافات دوجانبه، در میانهٔ بحران روبهتشدید سوخت در کوبا و پس از اظهارات رئیسجمهور ترامپ دربارهٔ یک "تصرف دوستانه" احتمالی انجام میشود (New York Post)
دانشمندان برزیلی Dasosaurus tocantinensis را شناسایی میکنند، یک ساروپود غولپیکر که استخوان ران ۱.۵ متریاش نشان میدهد طول بدنش ۲۰ متر بوده است، و خویشاوندی نزدیکش با گونهای در اسپانیا، شواهد را تقویت میکند که آمریکای جنوبی، آفریقا و اروپا زمانی پیش از گشودهشدن اقیانوس اطلس، با مسیرهای زمینی به هم متصل بودهاند (Channel News Asia)
کامبوج لایحهای تازه را تصویب میکند که برای گردانندگان شبکههای کلاهبرداری آنلاین، مجازاتهای سنگین زندان و جریمه تعیین میکند، همزمان دولت سرکوب کلاهبرداری فراملی را تشدید کرده و میخواهد تا پایان آوریل همهٔ مراکز کلاهبرداری را تعطیل کند (Dân Trí)
تانزانیا ساخت ۳۵ بخش تازهٔ نوزادان را در همهٔ ۲۶ منطقه آغاز میکند، زیرا دولت خدمات مراقبت ویژه را گسترش میدهد و روشهای "بدون هیچ جدایی" را ترویج میکند که نوزادان را کنار مادرانشان نگه میدارد تا مرگومیر نوزادان را بهطور چشمگیری کاهش دهد (Daily News)
نیروهای تایلند از یک مجتمع رهاشدهٔ کلاهبرداری در اوسمَچ [کامبوج] پرده برمیدارند که شامل بانکهای جعلی، دفترهای پلیس، متنهای آماده و وسایل صحنه برای کلاهبرداری گستردهٔ آنلاین بود، و این موضوع سازمانیافتگی صنعتی شبکههای کلاهبرداری منطقهای و تنشهای سیاسی پیرامون این محل را برجسته میکند (The Guardian)
اوکراین (یورین) برنامه دارد یک پرداخت یکباره به مبلغ ۳۴ دلار، که حدود یکچهارم میانگین حقوق بازنشستگی است را به بازنشستگان و سایر گروههای واجد شرایط اختصاص دهد، رئیسجمهور اوکراین (یورِین)، ولودیمیر زلنسکی، اعلام کرد که انتظار میرود که حداقل ۱۳ میلیون اوکراینی (یورِینی) این پرداخت را دریافت کنند و برنامههای حمایتی بیشتری هم در دست آمادهسازی است در حالی که هزینههای مرتبط با سوخت افزایش میابد (The Kyiv Independent)
کارشناسان تغذیه در هند، حبوبات را بهعنوان ابرغذایی برای طول عمر برجسته میکنند. خوردن روزانه یک فنجان از آنها، کلسترول را پایین میآورد و التهاب را کاهش میدهد، و مصرف روزانه ۵۰ گرم میتواند خطر مرگ زودرس را ۶٪ کم کند. انواعی مانند لوبیای سیاه و نخود که سرشار از پروتئین گیاهی و فیبر هستند، سلامت قلب و سوختوساز را بهبود میبخشند (Bhaskar English)
بیش از ۹۰٪ آولاکی (ویتنامی) از بیماریهای دهانی رنج میبرند، و این امر وزارت بهداشت را بر آن داشته است که قانون ۲-۲-۲-۲ را آغاز کند. در رویداد روز جهانی سلامت دهان (۱۴ مارس ۲۰۲۶)، کارشناسان از جامعه خواستند این موارد را رعایت کند: روزی ۲ بار و هر بار ۲ دقیقه مسواکزدن، ۲ ساعت پس از مسواک چیزی نخوردن، و سالی ۲ بار معاینهٔ بالینی (Người Lao Động)
مسئولان بهداشت شهر نیویورک [آمریکا] نخستین مورد محلی از سویهٔ شدید کلاد ۱ آبلهٔ میمونی را در یک مسافر گزارش میکنند. با اینکه این دوازدهمین مورد در آمریکا است، مقامها تأکید میکنند که خطر برای عموم همچنان پایین است (ABC7)
دماهای رکوردشکن، یخچالهای آلپی اتریش را بهسرعت از هم میپاشند. کارشناسان هشدار میدهند که این ساختارهای عظیم یخی با سرعتی بیسابقه در حال کوچکشدن هستند (Kursiv Media)
فرماندار هاوایی [آمریکا]، جاش گرین، در ۱۳ مارس دستور تعطیلی سراسری دفترهای دولتی و مدرسهها را صادر کرد، زیرا یک "کونالوی" [سامانهٔ کمفشار جوی] با رعدوبرق شدید، بادهای تند و سیل ناگهانی این ایالت را درنوردید و قلهها را زیر برف و یخ پوشاند (The Watchers)
گدازهٔ مذاب از آتشفشان فورانکنندهٔ پیتون دو لا فورنز، بزرگراه ساحلی RN2 جزیرهٔ رئونیون را قطع میکند. این جریان پیشرونده، یک مسیر حیاتی را که جوامع جنوبی و شرقی را به هم وصل میکند، قطع میکند (The Watchers)
مرکز پژوهشهای کشاورزی بینالمللی استرالیا دانشگاه کوئینزلند [استرالیا] و سانرایس، همکاری خود را با یک سرمایهگذاری مشترک اولیه به مبلغ ۱ میلیون دلار استرالیا (۷۰۰ هزار دلار آمریکا) برای گسترش کشتِ برنج هوشمند اقلیمی و فراگیر از نظر جنسیتی در دلتای مکونگ [آولاک (ویتنام)] تمدید میکنند؛ اقدامی که از تعاونیهای خردهمالک پشتیبانی میکند، بهرهوری پس از برداشت را بهبود میبخشد و ارقام مقاوم برنج را برای بازارهای ممتاز صادراتی پیش میبرد (VOV)
دادههای تازهٔ CALSTART نشان میدهد که شمار اتوبوسهای بدون آلایندگی در مسیر تأمین آمریکا به ۸۱۱۶ دستگاه [بودجهگرفته، سفارشدادهشده، تحویلشده، یا از پیش در حال بهرهبرداری] رسیده است - ۱۶٪ افزایش سالانه در مقایسه با ۲۰۲۴ - زیرا اتوبوسهای برقی باتریدار و هیدروژنی بسیار فراتر از بازارهای اولیهٔ ساحلی گسترش مییابند و کالیفرنیا، نیویورک، واشنگتن، فلوریدا و ماساچوست در پذیرش آن پیشتاز هستند (Environment+Energy Leader)
جو دیمارکو، بدنساز وگان آمریکایی ۶۱ ساله، با انجام ۶۰۲ حرکت "پنجه تا میله" در یک ساعت، رکورد جهانی گینس را ثبت میکند. در این حرکت، فرد با دستهای صاف از میله آویزان میشود، سپس پاهای خود را از بالای سر بالا میآورد تا به میله برسد. او رژیم غذایی وگان منظم خود را عامل نیروی ماندگار و طول عمرش میداند (Plant Based News)
قصابی گیاهی مَسیل، یک اغذیهفروشی وگان در لسآنجلس [آمریکا]، بهعنوان بهترین ساندویچفروشی کالیفرنیا رتبه میگیرد. نقدنویسان از گوشتهای وگانِ دستسازِ این فروشگاه و طعمهای جسورانهاش تمجید میکنند و میگویند با نمونههای سنتی گوشتِ اشخاص- حیوان برابری میکند (New York Post)
پژوهشگران بریتانیایی فناوری نوآورانهٔ کشت هواپاشیِ درونسازهای را توسعه میدهند که جوانههای نخود را با ویتامین ضروری ب۱۲ غنی میکند. این روش کمهزینه نوید میدهد که با کمبودهای جهانی مقابله کند و گزینههای حیاتی تغذیهٔ وگان را فراهم آورد (News-Medical)
بیمارستان دانشگاه پزشکی و داروسازی هیوئه و کارشناسان کرهٔ جنوبی، در این مارس برای بیش از ۳۰ کودک کمبضاعت دارای ناهنجاری چهره [شکاف لب و کام] در ثوا تین هیوئه [آولاک (ویتنام)] و استانهای همسایه، جراحی رایگان فراهم میکنند (VnExpress)
در ژانگجیاجیه [چین]، افسر پلیس وو شِنگزه دختری را که از پنجرهٔ یک اتوبوس مدرسهٔ در حال حرکت آویزان شده بود، نجات داد. پس از آنکه یکی از همکلاسیها پاهای او را نگه میدارد، افسر وو اسکوترش را رها میکند تا او را با امنیت به داخل برگرداند. خوشبختانه او آسیبی ندیده است (Tuổi Trẻ)
در آتلانتا [جورجیا، آمریکا]، مردی بیخانمان به نام کیت واکر ۱۶ شخص- حیوان را از پناهگاهی در حال آتشسوزی نجات داد. او با وجود دود غلیظ، بارها وارد ساختمان شد تا ۶ ساکن- سگ و ۱۰ ساکن- گربه را نجات دهد و بهعنوان یک "فرشتهٔ نگهبان" تحسین میشود (iheartdogs)
نقلقول الهامبخش روز: "من باور دارم که یک برگ علف، از حرکت و سفرِ ستارگان در آسمان کم ارزشتر نیست." – والت ویتمن شاعر، جستارنویس و روزنامهنگار آمریکایی (BrainyQuote)
پیشتر، در قسمت ۱ از ۲ از تجربهٔ نزدیک به مرگ کلن فلاکیگر، پس از بازگشت از یک سفر دریایی در دریای بالتیک، کلن بهشدت بر اثر عفونتی شدید بیمار شد. قلبش از تپش ایستاد و پزشکان با شتاب کوشیدند او را احیا کنند، در حالی که به کمایی ۱۷ روزه فرو رفت. در طول آن تجربه، خود را در اتاقی خاکستری یافت که در آستانهٔ درگاهی ایستاده بود که خاکستری را از سفید جدا میکرد، جایی که موجودی نیرومند از او پرسشی دگرگونکنندهٔ زندگی پرسید: "میخواهی به خانه بازگردی؟" کلن ماندن را برگزید و گفتوگو به مأموریت او و کاری که هنوز باید انجام میداد کشیده شد. سپس آن تجربه ناگهان شدت گرفت.
این نزدیکترین چیزی است که میتوانم توصیف کنم: سفری داشتم، سفری دیداری و فیزیکی که بسیار فراتر از آن صحنه بود، مثل اینکه چیزی را با شلنگ آتشنشانی به درونت بریزند، و چیزها را ببینی. احساس میکردم اگر در نوعی حباب محافظ نبودم، خاکستر میشدم. شدت، حجم اطلاعات و نور و جلال و همهٔ آنها کاملاً خردکننده بود و در مقیاسی بسیار عظیمتر از آنچه بتوان تصور کرد. واقعاً احساس میکردم محافظت میشوم، وگرنه کاملاً میسوختم. و در پایان آن، چهار اصل روشن در ذهنم داشتم. و اینها چیزهایی بودند که همهمان شنیدهایم، اما من آنها را به شکلی میدانستم که هرگز نمیتوانستم مانند حالا بیانشان کنم. پس اولی این بود که همهٔ ما موجودات الهیِ هوشمند هستیم. ما آفریده شدهایم. قصد و نیتی در کار بوده است. هیچ چیز تصادفی نیست. ما اینجاییم. همهٔ اینها کاملاً حقیقت دارد. شمارهٔ دو این بود که به تکتک ما، وقتی به اینجا آمدیم، بسیار عامدانه و مشخص، موهبتها و استعدادهایی داده شد. شمارهٔ سه این بود که نهتنها برای زندگیمان در اینجا مأموریت و هدفی به ما داده شد، بلکه خودمان هم با آن موافقت کردیم و پیش از آمدن، از آن بسیار بههیجان آمده بودیم. و چهارمی این بود که همهٔ کمکی که نیاز داریم، از هر دو سوی آن درب، در دسترس است.
پس از دریافت این چهار اصل، کلن پرسشی مطرح کرد.
گفتم: "باشد، چون این حقیقت دارد،" و در گفتوگوی معمولی شاید بگویید: "خب، اگر این حقیقت داشته باشد،" اما آنجا "اگر" نمیگویید. پس گفتم: "چون این حقیقت دارد، چرا به خرده نان رضایت میدهیم؟" نمیدانم آیا در نظامِ آسمان اختصار یک فضیلت است یا نه، اما پاسخ چهار کلمه بود. "چون باور ندارید." "چه کاری میتوانم برای کمک انجام دهم؟ "مثلاً در اینباره چه میتوانم بکنم؟" "آه، خوشحالم که پرسیدی."
آنچه پس از آن آمد، چارچوبی کامل برای دگرگونکردن باورهای محدودکننده بود - باورها، تعریفها، تجربهها، انتظارها، باورها، تعریفها، تجربهها، انتظارها، و برداشتهایی که چیزی را میسازند که کلن آن را "جلیقهٔ راستِ بافتار" مینامد. در روز سوم کنار در، در حالیکه از شوق میجوشید و همهٔ آموختههایش را تکرار میکرد، کلن یک پرسش نهایی و هوشیارکننده دریافت کرد.
او به من نگاه کرد و گفت: "مطمئنی؟" و احساس کردم انگار کسی به شکمم مشت زده است. نزدیک بود دچار نفسنفسزدن شوم. مثلاً یعنی چه، مطمئنم؟ یعنی من احمقم؟ دارم بیشتر از توانم برمیدارم؟ دارم چیزی را از قلم میاندازم؟ چی؟ مطمئنم؟ و من از روی لودگی اینطور نمیگفتم، اما احساسم همین بود. پس دربارهاش صحبت کردیم و من از هر زاویهٔ ممکن به آن فکر کردم. نکند دارم احمقانه رفتار میکنم؟ چیزی را از دست دادهام؟ واقعاً میتوانم این کار را بکنم؟ چی؟ و به اصل چهارمِ روز پیش برگشتم، اینکه همهٔ کمکی که نیاز داری از هر دو سوی درب در دسترس است. پس سرانجام، بعد از اینکه مدتی صحبت کردیم، بالاخره گفتم: "مطمئنم." باشد. و چیزی گفته نشد، اما گفتوگو با چنان قطعیتی پایان یافت که میدانستم کارمان تمام شده است.
دو هفته بعد، کلن از کما بیرون آمد. بیماری آنقدر شدید بود که نزدیک به ۱۶ کیلوگرم وزن از دست داده بود، نمیتوانست راه برود و مجبور شد کارهای ابتدایی را دوباره یاد بگیرد. اما آنچه بیش از همه با او ماند، رنج جسمی نبود - بلکه ماهیت دیدارش با آن موجود در آستانهٔ در بود.
آن بهوضوح یک شخص بود. نیرو و جلالی شدید پیرامونش بود، اما در نرمی فروپوشیده شده بود. واقعیت این است که من در خانهای آزارگر و شبیه به تعصب دینی بزرگ شدم، و به همین دلیل بود که آغاز همهٔ افسردگیای شد که در سالهای پیش مرا به آنجا رساند. و من همیشه از این اندیشه میترسیدم که خودِ هولناک و وحشتناک و بیفایدهام و غیره و غیره، با همهٔ ضعف و ناکامیام، با الوهیت روبهرو شود. و آن زمان به آن فکر نمیکردم، اما یکی از چشمگیرترین چیزها در کل آن تجربه، نبود کامل همهٔ آنها بود. کاملاً دربرگیرنده بود، نه اینکه بگویم هیچیک از کارهایی که کرده بودی اهمیتی نداشت. اما اصلاً موضوع این نبود. هیچکدام از آنها اصلِ موضوع نبود. موضوع این بود که ما حالا اینجا کجاییم. ما در دو سوی یک در با هم گفتوگو میکردیم، ما در دو سوی یک درب با هم گفتوگو میکردیم، دری که آشکارا درِ ابدیت بود. (NDE Diary)